رئیس دولت، رهبر دولت و مسئول اجرایی ارشد است که در صورت فوت، استعفا یا برکناری از مقام خود، فردی دیگر به عنوان جانشین وی معرفی میشود و بر مسند قدرت مینشیند. حال اینکه جانشین طی چه فرایندی به قدرت میرسد منوط به قانون اساسی و سنت انتخاب رهبر در کشور هدف است. در برخی دولتها بهصورت موروثی، در برخی دیگر انتصابی و در مواردی مانند دولتهای غربی براساس انتخابات سراسری که نشانهای از تبعیت از قانون اساسی و حاکمیت قانون است. امروزه، چین به رهبری شی جینپینگ مبتلا بحرانی شده است که برخی از دولتهای سراسر جامعه بینالمللی بدان دچار شدهاند. در چین، این فرایند به دلیل ساختار اقتدارگرایانه حزب کمونیست و تمرکز قدرت در دست رهبر، با ابهام و مخاطره همراه شده است.
پس از دوران مائو تسهدونگ که با آشوبهای جانشینی و مبارزههای فرقهای همراه بود، دنگ شیائوپینگ با وضع هنجارهای غیررسمی مانند محدودیت سنی و انتقال منظم قدرت، تلاش کرد ثبات را تضمین کند. این نظام تا حدودی موفق بود و انتقال قدرت از جیانگ زمین به هو جینتائو و سپس به شی جینپینگ را به صورت نسبتاً آرام رقم زد. اما شی جینپینگ با تمرکز شدید قدرت، پاکسازی رقبا از طریق کمپین ضدفساد، و مهمتر از همه، حذف محدودیتهای دورهای ریاستجمهوری در سال ۲۰۱۸، این هنجارها را عملاً برهم زده است.
امروزه، چین فاقد هرگونه جانشین مشخص و علنی است. هیچ چهرهای به طور رسمی به عنوان وارث معرفی نشده و حتی نشانههای واضحی از آمادهسازی نسل بعدی (مانند قرار دادن افراد جوانتر در کمیته دائمی دفتر سیاسی) مشاهده نمیشود. این وضعیت، چین را در موقعیتی قرار داده که برخی از آن به عنوان بحران بالقوه جانشینی یاد میکنند؛ بحرانی که میتواند در صورت فوت، ناتوانی یا برکناری ناگهانی شی جینپینگ، به رقابتهای شدید درونحزبی، بیثباتی سیاسی و حتی تأثیر بر سیاست خارجی پکن منجر شود.
این بحران نه تنها چالش داخلی برای حزب کمونیست چین است، بلکه به دلیل وزن اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیک چین، میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد و ثبات منطقهای و جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. در ادامه، به بررسی ریشهها، نشانهها و سناریوهای احتمالی این بحران خواهیم پرداخت.