قفقاز جنوبی یک منطقه ژئواستراتژیک مهم است که بین اروپا و فضای وسیع آسیای مرکزی و همچنین بین روسیه و خاورمیانه ناپایدار قرار دارد. از دیدگاه جهانی، قفقاز جنوبی به عنوان یک فضای ژئوپولیتیکی و اقتصادی واحد درک میشود؛ اگرچه ترکیب سیاسی متفاوت آن نشان میدهد که قفقاز جنوبی چیزی بیش از یک مفهوم جغرافیایی است. تحولات اخیر در قفقاز جنوبی، بهویژه جنگ روسیه و گرجستان در سال 2008 و جنگ جمهوری آذربایجان و ارمنستان در سال 2020، بار دیگر اهمیت این منطقه و اجزای آن را برای ثبات ژئوپلیتیکی گستردهتر گوشزد کرد.
قفقاز در آینده نزدیک همچنان در مرکز فضای ژئوپلیتیکی جهانی باقی خواهد ماند: موقعیت جغرافیایی آن پروژههای زیرساخت انرژی را جذب میکند که امنیت انرژی اروپا را تأمین میکنند. این منطقه بهیکباره به آزمونی برای سیاست خارجی ترکیه تبدیل شده است که بین آرزوهای اروپایی خود و برنامهای مستقلانه که به سمت شرق گرایش دارد، کشمکش پیدا میکند. قفقاز جنوبی همچنین به آزمونی برای قدرت نرم سیاست خارجی اروپا تبدیل شده است که هدف آن حمایت از گذار تدریجی به سوی حکمرانی دموکراتیکتر است که مبتنی بر جامعه مدنی آزاد و اقتصادی است که بازار آن در سطح منطقهای یکپارچه و شکوفا باشد.
افزایش اهمیت ژئواستراتژیک و ژئواکونومیکی قفقاز جنوبی، همراه با عدم قطعیتهایی که آینده این منطقه با خود بههمراه دارد، نیاز به سیاستگذاریهایی مبتنی بر سناریوهای مختلف را ضروری میکند. هیچگونه آیندهای واحد احتمالاً در پیش روی منطقه وجود ندارد. برعکس، هر رویکرد سیاسی منطقی باید بر این فرض استوار باشد که پویاییهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آینده این منطقه واقعاً بسیار ناپایدار است.
در سطح بینالمللی، مهمترین عامل تأثیرگذار، نفوذی است که قدرتهای جهانی و منطقهای میتوانند اعمال کنند؛ همچنین روابط خاص و ائتلافهایی که آنها در میان خود خواهند ساخت. متغیرهای پیشبینیناپذیر شامل تحولات در خاورمیانه و آسیای شرقی است؛ در سطح منطقهای، سناریوها بین همکاری سیاسی و اقتصادی عمیق و فروپاشی منطقهای نوسان دارند؛ در سطح داخلی، کشورهای قفقاز جنوبی پتانسیل تبدیل به دموکراسیهای کامل را دارند، اما همچنان خطر بازگشت به رکود سیاسی و فراهم شدن زمینه برای تشدید ساختارهای استبدادی نیز وجود دارد.